Untitled

عباس مقتدایی خوارسگانی نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی از آغاز فعالیت کمیته "اسلامی کردن دانشگاه‌ها" خبر داده است.

نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۱ در گفت‌وگو با خبرگزاری "ایلنا"، گفته است: «در آخرین روز کاری کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، گزارش کاری کمیته تحول علوم انسانی و اسلامی شدن دانشگاه‌ها در رابطه با تدوین متون درسی در رشته‌های علوم انسانی توسط رئیس در کمیسیون قرائت شد.»

آن‌طور که عباس مقتدایی خوارسگانی گفته است کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در قالب چندین کمیته موضوعات مهم عرصه آموزشی کشور را در زمینه علم و پژوهش دنبال می‌کند. 

پیش‌تر صدرالدین شریعتی رئیس دانشگاه علامه طباطبایی ۷ آبان ۱۳۹۱، از پایان "اسلامی کردن" رشته‌های علوم‌انسانی این دانشگاه خبر داده و گفته بود: «روان‌شناسی، علوم‌سیاسی و مدیریت در این دانشگاه، اسلامی شده و به تایید وزارت علوم رسیده و سایر رشته‌ها در انتظار تائید هستند. سپس این اقدام در تمامی دانشگاه‌های ایران صورت خواهد گرفت.»

گلایه آیت‌الله خامنه‌‌ای از وضعیت علوم انسانی در دانشگاه‌ها

"اسلامی کردن علوم انسانی در دانشگاه‌ها" چند سالی است دغدغه مقامات جمهوری اسلامی است. علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی شهریور سال ۸۸، با ابراز نگرانی از "تحصیل حدود دو میلیون نفر از سه و نیم میلیون دانشجو در رشته‌های علوم انسانی"، گفته بود: «آموزش بسیاری از رشته‌های علوم انسانی در دانشگاه‌ها، منجر به بی‌اعتقادی به تعالیم اسلامی، ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد.»

علی سعیدی نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در سپاه پاسداران، یک‌سال بعد از "گلایه" رهبر جمهوری اسلامی از "وضعیت علوم انسانی در دانشگاه‌ها"، ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ در همایش "تحول علوم انسانی با رويكرد اسلامی" با بیان این‌که "انتهای افکار ژان ژاک روسو بن‌بست است"، از تلاش سپاه برای "پایان دادن به بزرگ‌ترین خلا در حاکمیت دینی" خبر داد.

آقای سعیدی "اشکال کار" را "مبانی دانشگاه‌ها" دانسته که باید با "مبانی اسلام" منطبق شود. او با انتقاد از "سیستم ترجمه" افزوده است: «ما گرفتار فكر، علم، انسانيت و سيستم ترجمه‌ای هستيم. فكر، علم و مديريت ترجمه‌ای با مبانی و اصول اسلامی ما منقطع است».

بنا بر گزارش‌ها مسئولان آموزشی در جمهوری اسلامی سعی دارند تا در کنار "اسلامی کردن علوم انسانی"، شمار رشته‌های تک‌جنسیتی را نیز در دانشگاه‌های ایران افزایش دهند. در همین زمینه در آغاز سال تحصیلی جاری اعلام شد، دختران ایران امکان انتخاب ۷۷ رشته در ۳۶ دانشگاه ایران را ندارند

Meli_mazhabi_site

پروین کهزادی همسر وی با ابراز نگرانی شدید از وضعیت همسرش به سایت “ملی – مذهبی” می گوید: “صبح ساعت هفت صبح مسعود با من تماس گرفت و صدای همیشگی را نداشت و احساس کردم خیلی شتاب زده حرف می زند و گفت که دو نفر از اجرای احکام دادگاه آمده اند و می خواهند او را ببرند و نتوانست توضیح دیگری بدهد.”

وی با بیان اینکه در پی مراجعات خواهر همسرش تاکنون هیچ نهادی مسئولیت بازداشت او را نپذیرفته است، می افزاید: “صبح خواهر مسعود برای پیگیری به دادگاه انقلاب اهواز مراجعه کرده بود اما گفته بودند که ما چنین موردی را امروز نداشتیم. خواهرش به اداره اطلاعات می رود و اداره اطلاعات هم سلب مسئولیت کرده و او را به دادگاه انقلاب ارجاع می دهد. خلاصه امروز خواهرش بین دادگاه انقلاب و اداره اطلاعات سرگردان بود و نمی دانیم مسعود الان در کجا و تحت چه شرایطی است. تا این لحظه هم منتظر تماس تلفنی بودم که متاسفانه هیچ خبری نشد. الان من و پسرم در شرایط روحی خیلی بدی هستیم اگرچه همیشه منتظر چنین اتفاقی بودم و هر روز با ترس تلفن را جواب می دادم…”

مسعود لدنی یکی از مسئولان انجمن توسعه فرهنگی خوزستان است که سابقه زندان در دهه شصت به خاطر ارتباط با یکی از گروه های متاثر از آرای دکتر شریعتی را دارد.

در سال ۸۹ شعبه سیزده دادگاه تجدید نظر استان خوزستان به قضاوت قاضی ناصر حجاریان و ماجد چنانی، این فعال ملی مذهبی را به دو سال حبس تعزیری محکوم کرد.

پروین کهزادی با ناعادلانه خواندن حکم همسرش تصریح می کند: “شعبه چهار دادگاه اهواز حکم اولیه او یعنی دو سال حبس تعزیری را تایید کرد. ما تمام مراحل اعتراض به این حکم را طی کردیم اما حتی دیوان عالی کشور این حکم را تایید کرد. این حکم در نهایت بی عدالتی صادر و تایید شده است. اگر حکم خود من به اجرا گذاشته می شد اینقدر ناراحت نمی شدم که از رفتن امروز مسعود به زندان ناراحت شدم.”

وی می افزاید: “این بی عدالتی هم که می گویم مصداق دارد. خود من دادگاهم غیابی تشکیل شد. در حقیقت دادگاهی برای من تشکیل نشد و من در افغانستان محل کارم بودم که قاضی حکم صادر کرد. در حکمی که برای مسعود دادند جزو مستندات حکم نوشته بودند که بر اساس شهادت همسرش در دادگاه در صورتی که کاملا بی اساس و بی پایه است. یا یکی دیگر از مواردی که بر علیه مسعود نوشته بودند حضور او در راهپیمایی های پس از حوادث انتخابات سال ۸۸ بود و این در شرایطی است که مسعود از ناحیه پا فلج است و مشکل راه رفتن دارد و نمی تواند در راهپیمایی ها شرکت کند. من تمام اینها را در دیدارم با رئیس کل دادگستری استان خوزستان مطرح کردم و گفتم که این حکم مایه شرمساری دستگاه قضایی ماست، مانند دیگر احکام صادر شده ، اما دروغهایی که در این حکم آمده واقعا شرم آور است.”

این فعال جنبش زنان با بیان اینکه اتهام همسرش اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در گروهک ملی – مذهبی و تشکیک در سلامت انتخابات سال ۸۸ است به سالها فشار بر او اشاره کرده و عنوان می کند: “مسعود همواره تحت فشار بوده است. از دهه شصت به مدت سه سال به جرم هواداری از اندیشه های دکتر شریعتی در زندان بود. بعد از آن از شغل معلمی اخراج شد و نمی توانست کار دولتی داشته باشد. در طی این سالها حقوق شهروندی از او سلب شد اما هیچگاه امید خود را از دست نداد و با عشق به کشور و مردم فعالیت کرد و هزینه آن را هم پرداخته است. خودش با وجود اینکه احتمال اجرای حکم را می داد اما هیچوقت منفعل نشد و این اواخر وقتی وضعیت مردم و کشور را می دید اعتقاداتش تند و تیزتر شده بود.”

پروین کهزادی که خود نیز از فعالان مطبوعاتی و مدنی با گرایش ملی – مذهبی است، چند بار احضار، بازجویی و بازداشت شده و هم اکنون دارای حکم قضایی است. اما مدتی پیش بهمراه فرزندش توانست از کشور خارج شود.

او در این زمینه می گوید: “خود من در دادگاه اول به اتهام عضویت در جریان ملی- مذهبی و در دادگاه دوم به اتهام اقدام علیه امنیت ملی محکوم شدم. مدتی بعد در دادگاهی دیگر به اتهام تبانی به قصد بر هم زدن نظم و نگهداری ماهواره مجددا محکوم شدم. تا اینکه بعد از انتخابات من و پسرم مجبور شدیم از کشور خارج شویم. اما مسعود حاضر به ترک کشور نشد و می گفت که ما را حمایت می کند اما خودش در کشور می ماند. او می گفت: من به عنوان یکی از بوجودآوردندگان و سهیم در انقلاب سال ۵۷ یک دینی به کشور و مردم دارم و حالا که این انقلاب از مسیر خود خارج شده و به بیراهه رفته نمی توانم کشور را ترک کنم و باید بمانم.” 

Arman_rezakhani

جلال‌الدین فارسی که مهدی کروبی او را جلال الدین قاتل می نامد در سال ۱۳۷۱ در طالقان، در پی نزاعی بر سر شکار پرندگان؛ محمدرضا رضاخانی (نویسنده و مترجم) را با اسلحه شکاری هدف قرار داد و به قتل رسانید. قوه قضائیه وقت به ریاست آیت الله محمدی یزد

ی این قتل را از نوع غیر عمد تشخیص داد. او کماکان خود را حامی احمدی نژاد می داند و پیش از این با پست خواندن میر حسین موسوی و شیخ مهدی کروبی معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ را دروغگو خطاب کرده بود. از وی نیز به عنوان یکی از یاران نزدیک قذافی یاد می شود که در جریان ربودن امام موسی صدر در لیبی قرار داشته است.

آرمان، فرزند محمد رضا رضاخانی، دانشجوی رشته مهندسی آی.تی، برگزيده ی دو سال پیاپی جشواره خوارزمی بوده. نخبه رياضيات ممتاز کشوری در المپياد رياضی، مکتشف قانونی در رياضی به نام قانون مربعات و مثلثات ”رضا خانی“ و مخترع جوان در زمينه هايی چون سازه های معماری و کمک آموزشی فرکتال است که در حوادث پس از انتخابات بیش از یکسال و نیم زندانی ۳۵۰ اوین و انفرادی ۲الف سپاه بوده است.

یادداشتی از آرمان رضاخانی به بهانه مصاحبه اخیر جلال الدین فارسی با روزنامه اعتماد به شرح زیر است:

به نام پروردگار آزادی

هنگامی که هنوز کودکی شیرخواره بودم، آن زمان که هنوز معنی خوبی و بدی، عدل و ظلم را نمیدانستم، نامزد اولین دوره ریاست جمهوری از پی تفریح به مراتع طالقان برای شکار رفته بود، به همان جایی که بنابر گردش روزگار پدر نیز حضور داشت، حضوری در باب ترجمه حال درختان و پرندگان. که ای که در دور دستها نشستهاید آب را گل نکنید! نکشید! نزنید! غارت نکنید! غافل از اینکه گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمی بزرگ شود. پدر دفاع از پرندگان برخاست و افسوس این واکنش به مزاج جلاد دین، جلال الدین فارسی یکی از اعضای حزب جمهوری اسلامی و از جمله پیشگامان انقلاب فرهنگی و یکی از انکار کنندگان تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ خوش نیامد. فردی که آقای مهدی کروبی بعدها او را جلال الدین قاتل و جزء معدود سرنشینان قایق شکسته نظام معرفی می کند؛ شلیک کرد و کشت، بی آنکه بیاندیشد شاید زنی چشم به راه همسر یا فرزندانی دل تنگ دست محبتی باشند ، و این طالقان بود که شد قتلگاه پدر.
بعد از آن مادر، خواهر و من در اغوش ان ها در پی یافتن عدالت وعده داده شده انقلاب ۵۷ بودیم که گذرمان به دادگاههای نمایشی و فرمایشی افتاد. دادگاهی که جریان آن به یکی از جنجالی ترین و بحث برانگیز ترین پرونده های نظام قضایی ایران تبدیل شد. تاجایی که عباس عبدی -سردبیر روزنامه سلام- به عنوان روزنامه نگار پیگیر این پرونده در مقدمه کتاب محاکمه قانون به قلم وحید پوراستاد چنین می آورد: “از ابتدای کار قراین و شواهد تماما حکایت از ان می کرد که قرار نیست پرونده روال عادی را طی کند؛ مهمترین دلیل در اثبات این امر آزاد کردن فرد متهم به قتل عمد بود که علی الاصول در ایران سابقه نداشت. .. شاید دست اندر کاران امر فکر می کردند که صحیح نیست آقای فارسی اعدام شود.”
شاید برای نسل من باورش سخت باشد، چطور امکان دارد دستور آزادی فوری قاتلی با نظر شیخ محمد یزدی ریس وقت قوه قضاییه صادر شود؛ درحالی که سالها بعد هم حرفه او صادق لاریجانی -برادر چهارم لاریجانی ها- از شنیده شدن صدای فرزندی توسط مادرش جلوگیری می کند. می ستایم مجید را که توکلش بر خدا بود و نه به افرادی همچون شیخ محمد یزدی و صادق لاریجانی.
شیخ محمد یزدی که تشبیه او به شریح قاضی، ظلمی بزرگ در حق شریح است، همان است که خود در خطبه های نماز جمعه پایتخت می گفت : “من چون عصبانی مزاج هستم برخی دوستان توصیه می کنند کمتر صحبت کنم.” شیخی کم سواد و پرمدعا، که اکنون جزء افرادی است که ننگ حمایت از خامنه ای را به جان می خرد.

بگذرم ! پس ازمرگ مظلومانه پدر، با امید صبر کردیم، جوانه زدیم و دوباره سبز شدیم. هرچند پدر را به یاد ندارم، هرچند گرمای دستش را احساس نکردم ولی من آرمان فرزند “محمدرضا” هستم؛ همان که مردم ضامن کبکش خواندند. من هم مانند او و هزاران نفر دیگر برای دفاع از ایران بپا خواستیم و از ذلت و خواری دوری جستیم و “هیهات منالذلّه” را سرلوحه خویشتن قرار دادیم، درفش کاویانی علم کردیم ونه با سلاح گرم و چکاندن تیر، بلکه با قلم و فریاد خویش به مبارزه علیه ضحاکیان زمان شتافتیم. زمان گذشت و تاریخ باز تکرار شد، هم برای من و هم برای خیلی از هموطنان دادگاههای نمایشی و فرمایشی یکبار دیگر علم شدند. در این بیدادگاهها به من و هزاران تن از دوستداران این آب و خاک حکمهای ننگین اعدام، تبعید، زندان و شلاق داده اند، آری! این دستگاه معیوب قضا که با به هیچ انگاشتن خون پدر که علیه ظالم بلند شده بود، بعد از گرفتن او از ما؛ یکبار دیگر تیر کینه اش را به سوی خانواده ما نشانه گرفت. تیری که بیش از دوسال بین من و خانوادهام فاصله انداخته است. اگر چه این حکومت ظلم همچنان به پیش میراند ولی هرگز یک دیار به ظلم و جور نمی ماند برپا و استوار! بگذارید در آخر یادی هم بکنم از ستار بهشتی که مظلوم و غریبانه رفت و در وبلاگش نوشت:

“چراغ ظلم ظالم تا دم محشر نمی سوزد / اگر سوزد، شبی سوزد، شب دیگر نمی سوزد.”

و البته بهترین نشانه از رو به خاموشی رفتن آن چراغ، مصاحبه اخیر جلال الدین قاتل است که تلاش کرده با گفتن سخنانی به غایت بی پایه، خود را دچار عدم تعادل روانی نشان دهد تا در فردایی که نزدیک است، پاسخگوی جنایت خویش در طالقان نباشد.

گرگهاخوب بدانند، در این ایل غریب / گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند / توی گهواره چوبی پسری هست هنوز
آب اگر نیست نترسید،که درقافله مان / دل دریایی وچشمان تری هست هنوز

مَن قَتَلَ نَفساً بِغَیر نَفَسٍ اَو فَسادَ فی اَلارضِ فکَأنَمّا قَتَلَ النَّاسَ جَمیعا
هر کس کسی را جز به قصاص قتل یا به جزای فساد در روی زمین بکشد مانند این است که همه مردم را کشته باشد.
«آیه شریفه ۳۲ سوره مبارکه مائده»

ترجمه آقای جلال الدین فارسی

Untitled

به گزارش کلمه، سخنانی که در مراسم تودیع و معارفه مسئولان قبلی و فعلی این معاونت مطرح شد، از وجود مرکزی در حوزه علمیه پرده برداری کرد که نشان می دهد به موازات وجود حراست در کلیه نهادهای دولتی و حتی نهادهای عمومی غیر دولتی و دانشگاهها و …، حاکمیت به حوزه های علمیه نیز همچون بخشی از حکومت نگاه می کند و از این رو علاوه بر ارسال بودجه و وابسته کردن اقتصادی، طلاب را زیر یک چتر امنیتی و اطلاعاتی فراگیر هم قرار داده است.
بدین ترتیب می توان پیش بینی کرد که در آینده نزدیک شاهد برخوردهایی همچون رد صلاحیت و اخراج، ستاره دار کردن طلاب منتقد و تلاش برای یکدست سازی هرچه بیشتر در روحانیت باشیم.
حبیب الله غفوری مسئول پیشین معاونت آمار و بررسی، در سخنانی که در خبرگزاری رسا منتشر شد، گفته است که این معاونت فعالیت می کند “برای اطمینان به این‌که افراد ناشایست وارد حوزه علمیه نشوند” و هشدار می دهد که اگر این کار در نهادی غیر از این معاونت که کارکردی شبه اطلاعاتی دارد انجام شود، “به قطع خطر نفوذ افراد ناشایست در حوزه بیشتر می‌شود.”
او “شناسایی جریانات مختلف حوزه علمیه” را از جمله وظایف این معاونت اعلام کرده تا به زعم وی “از آسیب‌هایی که این جریانات ممکن است به حوزه علمیه تحمیل کنند” جلوگیری شود. غفوری تصریح کرده که “هر چه در این موضوع سرمایه‌گذاری کنیم، مشکلات ما در بخش‌های دیگر کمتر خواهد شد.”
البته بخشی از سخنان معاون پیشین آمار و بررسی حوزه های علمیه نیز در خبرگزاری رسا سانسور شده است؛ از جمله آنجا که گفته بود: ” قصد این بود که این معاونت صبغه حوزوی پیدا کند، در این معاونت گاه فعالیت‌های انتظامی،‌امنیتی و قضایی صورت می‌گرفت اما این امر با ماهیت حوزوی و طلبگی بودن این نهاد سازگار نبود.”
سخنان وی را حسینی بوشهری مدیر حوزه های علمیه سراسر کشور هم در این مراسم تکمیل کرده که به گزارش مهر گفته است: “دشمنان طبعا به حوزه بی‌تفاوت نیستند و این منبع فیاض عظیم که امیدهای فراوانی به آن بسته شده است، از دید آنها پنهان نمی‌ماند، اما کور خوانده‌اند و هرگز نمی‌توانند در درون حوزه نفوذ کنند.”
وی با بیان اینکه “کسانی که در معاونت آمار و بررسی خدمت می‌کنند جایگاه مهمی دارند و نباید چیزی که تهدید کننده حوزه باشد، از دید آنان مخفی بماند” افزوده است: “لازم بود جایگاهی برای صیانت از حوزه، مرجعیت، اساتید و طلاب و همچنین زمینه‌ای برای جلوگیری از نفوذ بیگانگان و دشمنان و عناصری که تناسب و صبغه‌ای با فضای اخلاقی و معنوی حوزه ندارد، شکل بگیرد بنابراین معاونت آمار و بررسی تشکیل شد.” 
Dolat_kodeta_11s

…از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم …
میرحسين موسوی / بیانيه نهم

پوستر دولت کودتا، حکومت بحران
طراح : دوست سبز

اعتصاب شرکت‌های حمل سوخت در اصفهان و عدم سوخت‌رسانی باعث ازدحام مردم و تشکیل صف‌های کیلومتری برای ورود به پمپ‌بنزین‌ها شده است.

ﻋﻠﯽ ﯾﺰداﻧﯽ رﺋﯿﺲ ﮐﺎﻧﻮن اﻧﺠﻤﻦھﺎی ﺻﻨﻔﯽ ﮐﺎرﮔﺮان اﺳﺘﺎن اصفهان پنج‌شنبه ۴ آبان (۲۵ اکتبر) در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا دلیل این اعتصاب را اعتراض صنفی تانکرداران سوخت عنوان کرده و گفته است: «ﺗﺎﻧﮑﺮداران ﺳﻮﺧﺖ در شهر اﺻفهان در اﻋﺘﺮاض ﺑﻪ ﻣﯿﺰان ﮐﺮاﯾﻪ ﺧﻮد ﺑﺮای ﺟﺎﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺳﻮﺧﺖ، از ﺷﺐ ﮔﺬﺷﺘﻪ دﺳﺖ از ﮐﺎر ﮐﺸﯿﺪه‌اﻧﺪ.»

علی ایرانپور یکی از نمایندگان استان اصفهان در مجلس نهم شورای اسلامی نیز با تایید نرسیدن سوخت کافی به پمپ‌بنزین‌ها و وقفه در سوخت‌رسانی به مردم در پی اعتراض تانکرداران سوخت به میزان دستمزد و کرایه خود، خواستار بررسی هر چه سریع‌تر خواسته تانکرداران و حل مشکل آنان شده است.

اعتصاب ۴۰۰ کارگر کارخانه "بینان دیزل" تبریز

اعتراض، اعتصاب و تجمعات کارگری در ایران در حالی افزایش می‌یابد که بازار ارز و سکه در ایران در هفته‌های اخیر دچار نوسانات شدیدی در بازار آزاد ایران شد.

از جمله دیگر اعتصابات اخیر کارگران در ایران، اعتصاب ۴۰۰ کارگر کارخانه "بینان دیزل" تبریز که از حدود بیست روز پیش دست از کار کشیده و اعتصاب کرده‌اند. بنا بر گزارش‌ها، دلیل این اعتصاب، انتقال اجباری کارگران به کارخانه‌ها و کارگاه‌ها در سایر شهرهای استان آذربایجان شرقی اعلام شده است.

به گزارش سایت "کلمه"، مدیریت این کارخانه به کارگران گفته است: «کسانی که داوطلبانه منتقل نشوند اخراج و به محض اتمام قراداد بیکارخواهند شد.»

شرکت بنیان دیزل با بیش از ۴۰ سال سابقه در زمینه تولید موتورهای دیزلی یکی از نخستین تولیدکنندگان این نوع موتور‌ها در ایران به شمار می‌رود.

در روزها اخیر و با تعطیلی کارخانه بنیان دیزل، تمامی کارگران این کارخانه از اول صبح در مقابل کارخانه بنیان دیزل تجمع و در خیابان به تحصن آرام خود ادامه دادند.

تجمع اعتراضی کارگران مخابرات همدان

در همین حال خبرگزاری ایلنا چهارشنبه ۳ آبان (۲۴ اکتبر) گزارش داد کارگران مخابرات همدان نیز در اعتراض به تحمیل قرارداد پاره‌وقت و کم شدن حقوق ماهیانه خود برای دومین‌بار در سال جاری اقدام به برپایی یک تجمع اعتراض‌آمیز در مقابل ساختمان مرکزی این شرکت كردند.

یکی از کارگران در این تجمع به خبرگزاری ایلنا گفته است: «قرارداد ما به سطح پاره‌وقت تنزل پیدا كرده و کارگزاران روستایی به ازای هر ۴ ساعت کار در روز حقوق دریافت می‌کنند که این مسئله باتوجه به تورم موجود، ما را در تامین معاش خانواده‌های خود با مشكل مواجه كرده است.»

تجمع کارگران یک شرکت پیمانکاری در طبس

به گزارش این خبرگزاری، کارگران یک شرکت پیمانکاری در طبس نیز پس از آن‌که ۳ ماه حقوقشان پرداخت نشد سه‌شنبه ۲ آبان مقابل اداره کار شهرستان طبس تجمع کردند.

دبیر خانه کارگر طبس به خبرگزاری ایلنا گفته است: «مشکلات مالی شرکت پیمانکاری سازه صنعت‌کاران طبس، که به سبب عدم دریافت مطالبات معوقه از سوی اداره گاز عنوان می‌شود، باعث شده این شرکت پیمانکاری در پرداخت حقوق سه ماهه مرداد، شهریور و مهر خود کوتاهی کند.»

با وجود آن‌که بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، "تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن‌که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است" اما به کارگران ایرانی مجوز برگزاری تجمع داده نمی‌شود.

علیرضا محجوب رئیس فراكسیون كارگری مجلس شورای اسلامی چهارشنبه ۳ آبان (۲۴ اکتبر) خواستار صدور مجوز برای اجتماعات کارگری در ایران شده و گفته است در سال‌های اخیر به ندرت با برگزاری اجتماعات کارگری موافقت شده است.

پس از تحریم‌هایی که خارج از شورای امنیت سازمان ملل توسط ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران برقرار شده، صادرات نفت و معاملات بانکی ایران به شدت مختل شده و شرایط اقتصادی دشواری برای این کشور فراهم آورده است.

دویچه وله فارسی

فارس: در حالی که بانوان در فصول گذشته بدون هيچ مشکلی وارد سالن مسابقه واليبال مردان در رده‌های باشگاهی و ملی مي‌شدند و مسابقات را تماشا مي‌کردند، در جريان هفته دوم ليگ برتر واليبال باشگاه‌های کشور مسئولان برگزاری مسابقات اعلام کردند که با اعلام حراست وزارت ورزش و تا اطلاع ثانوی بانوان حق ورود با سالن مسابقه واليبال مردان را ندارند. 
اين موضوع و اعلام اين خبر موجب ناراحتی بانوانی شد که در سالن مسابقه حضور داشتند؛ آنها پس از شنيدن اين اطلاعيه به شدت نسبت به مسئولان واليبال واکنش منفی نشان دادند.

 

گفته مي‌شد که حضور بانوان در مسابقات واليبال نوجوانان آسيا که به ميزبانی تهران جريان دارد هم ممنوع شده است؛ حال اينکه چرا اين تصميم گرفته شده موضوعی است که مسئولان بايد پاسخ شفافی به آن بدهند، چراکه در برخی مسابقات ليگ برتر شاهد بوديم تعداد بانوان تماشاگر از مردان بيشتر بوده و هيچ مشکلی هم از سوی آنها ايجاد نشده است.
نخستين بار چندی پيش و در مسابقه تيم های ملی واليبال ايران و ژاپن در چارچوب زير گروه ليگ جهانی واليبال، ورود زنان به سالن مسابقه ممنوع شد.